تنم داغ بر و دوش تو دارد
دو دستم میلِ آغوش تو دارد
هزاران حرف مانده در دهانم
لبانم حسرت گوش تو دارد
به چشمم تیر مژگانت نشسته
به راهت دیدگانم گشت خسته
گذشتی از کنارم بی تفاوت
به قلبم جای پایت نقش بسته
گذر کردی به وبلاگم زمانی
ندارم غیر ای میلات نشانی
نمی دانم در این آشفته بازار
به من دل می دهی یا می ستانی؟
0 comments:
ارسال يک نظر