با تشکر و پوزش از دوستان، نمیتوانم بنویسم چون قلمدرد دارم! درد ما همیشه درد قلم است و این بار قلم پا. کاش تنها همین درد قلم بود، خیلی چیزهای ضروری عملاً بلوکه هستند و قدغن، مثل راه رفتن قانونی در خطکشی عابر پیاده، و غیره...! ولی چیزهای غیر ضروری و ضررآفرین، آزاد بلکه مورد تشویق، چون از تجلّیات مدرنیته و پیشرفت حساب میشوند.
کارخانهها بجای ادبیات و فرهنگ، موتور تولید میکنند و موتورسوارهای بیدرد و بیقانون در همه جا یکّهتازی. تا کی ادامه یابد این بازی. خلق از علاج درماندهاست، فقط اگر خدا کند چارهسازی. میگویند در بعضی شهرها مثل بهبهان مرسوم است که از خانوادهی داماد اوّلین چیزی که میپرسند اینست که: آقاداماد به سلامتی موتور که دارند؟
پی نوشت: امروز شنیدم که مسئولین پاسگاه، با این که دستور دادیار دادسرا برای رسیدگی و تشکیل پرونده موجود است، کروکی هم تهیه شده و موتورسوار مقصر است، پزشکی قانونی هم اظهار نظر کرده و فعلاً چهارماه استراحت نوشته اند، فرموده اند ما نمی توانیم گزارش تصادف بنویسیم چون مصدوم تا آمدن مأمور، نباید صحنه را ترک می کرده! یعنی بهتر بود بماند و بمیرد تا کی مأمور تشریف فرما بشود! فکر می کنم دستور قانونی هم باشد که پس از تصادف، اولین اقدام باید رساندن مصدوم به درمانگاه باشد... شما غیر از این فکر می کنید؟
پی نوشت: امروز شنیدم که مسئولین پاسگاه، با این که دستور دادیار دادسرا برای رسیدگی و تشکیل پرونده موجود است، کروکی هم تهیه شده و موتورسوار مقصر است، پزشکی قانونی هم اظهار نظر کرده و فعلاً چهارماه استراحت نوشته اند، فرموده اند ما نمی توانیم گزارش تصادف بنویسیم چون مصدوم تا آمدن مأمور، نباید صحنه را ترک می کرده! یعنی بهتر بود بماند و بمیرد تا کی مأمور تشریف فرما بشود! فکر می کنم دستور قانونی هم باشد که پس از تصادف، اولین اقدام باید رساندن مصدوم به درمانگاه باشد... شما غیر از این فکر می کنید؟
0 comments:
ارسال يک نظر