پنجشنبه ۳ مارس ۲۰۱۱

حماقت و بقا یا هوشمندی و فنا؟


گفتم که این روزها بجای نوشتن، کارم بیشتر خواندن است. از مطالب جالبی که خواندم، یکی هم مطلب زیر است نوشته‌ی دکتر علی‌رضا مجیدی در وبلاگ یک پزشک. شما هم بخوانید:
 حماقت، هوشمندانه‌ترین راه بقا
مجله Ecology Letters مقاله جالبی منتشر کرده است که مضمونش شاید برای خیلی‌ از ما، دور از ذهن باشد.
شاید کپی کردن رفتار و کردار والدین، از نظر خیلی‌ها، کار خردمندانه‌ای نباشد ولی از منظر تکاملی، این کار دقیقاً بهترین راهبرد برای بقاست!
این مطلب متناقض، توسط پژوهشگران دانشگاه انگلیسی Exeter and Bristol عنوان شده است. جانداران از نظر امکان بقا، همواره دو راه پیش روی دارند: کپی کردن کارهای والدینشان یا اتخاذ راهبردهای جدید متناسب با اطلاعات پیرامونشان.
جالب است که در بعضی از شرایط ابتکار و ایجاد تغییر متناسب با دگرگونی‌های محیط زیست، شانس بقای کمتری به یک جاندار در مقایسه با جاندار دیگری می‌دهد که همان افعال و نحوه تعامل پیشینیان خود را پیشه می‌کند.
به صورت متناقضی جاندارانی که باهوش‌ترند و به تغییرات جزئی محیطی با تغییر راهبردهای خود، پاسخ می‌دهند، مرتکب اشتباهات بیشتری می‌شوند، مکانیسم پایه انتخاب طبیعی در این موارد به کار می‌افتد و بدون گذشت، باعث حذف این موجودات می‌شود.
ما این پدیده را در طبیعت به کرات می‌بینیم. مثلاً لاک‌پشت‌ها وقتی بالغ می‌شوند و می‌خواهند تخم‌گذاری کنند، همیشه به ساحلی که در آن متولد شده‌اند برمی‌گردند. شاید به نظر ما این کار احمقانه به نظر آید، اما چرا باید لاک‌پشت‌ها خطر تخم‌گذاری در یک ساحل که قبلا آزمایش نشده است را به تن هموار کنند؟
این مقاله جالب آدم را تحریک می‌کند که همین موضوع را به عالم جامعه‌شناسی هم توسعه بدهد. آیا جوامع یا اشخاصی که محافظه‌کارتر هستند، همواره شانس بقای بیشتری ندارند و آیا باهوش‌ترهایی که درصدد تغییر و ابتکار برمی‌آیند، شانس بقای خود را کاهش نمی‌دهند؟
خلاصه مقاله را از اینجا خواندم ولی دسترسی به مقاله کامل نداشتم. احیانا اگر کسی دسترسی دارد، برایم ایمیل کند.
پی‌نوشت خودم- خواننده خودش می‌خواند و می‌داند و هر توضیحی توهین به فهم خواننده است، فقط یک جمله از مقاله را در این‌جا تکرار می‌کنم: "آیا جوامع یا اشخاصی که محافظه‌کارتر هستند، همواره شانس بقای بیشتری ندارند و آیا باهوش‌ترهایی که درصدد تغییر و ابتکار برمی‌آیند، شانس بقای خود را کاهش نمی‌دهند؟"
ممکن است به اشتباه، تصوَر یا حمل بر این معنا بشود که با هر تغییری مخالفم، در حالی که پژوهشگران و نویسنده‌ی مقاله هم این نظر را نداشته‌اند؛ چه بخواهیم و جه نخواهیم این اتفاق خواهد افتاد. هر دست‌آوردی هزینه‌ئی دارد. اگر ماژلان، کریستف کلمب، نیوتن، گالیله و دیگرانی مانند آن‌ها پیش‌قدم نمی‌شدند، تغییری در زندگی ما حاصل نمی‌شد. آن‌ها هم خطرات را پذیرفتند و راهی بر خلاف نظر کلی محافظه‌کاران و پیشینیان رفتند.  
در ضمن به یاد بیاوریم؛ آن‌‌ها که، نسبت به دیگرانی که کاری انجام نمی‌دهند، بیشتر کار می‌کنند، و خطر را می‌پذیرند، بشتر هم اشتباه می‌کند. انسان خطاکار است ولی این دلیل نمی‌شود که کاری انجام ندهد. خطا و تجربه، اشتباهات را جبران می‌کند.
                                 

0 comments:

ارسال يک نظر